درسنامه آموزشی تاریخ (1) انسانی کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی
درس 10: اشکانیان و ساسانیان
از سقوط هخامنشیان تا فروپاشی ساسانیان و پایان عصر باستان تاریخ ایران، نزدیک به هزار سال طول کشید. در این درس، شما با استفاده از شواهد و مدارک معتبر تاریخی و باستانشناختی، رویدادها و تحولات مهم سیاسی و نظامی دوران سلسلههای سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان را تجزیه و تحلیل مینمایید.
اوضاع ایران پس از سقوط هخامنشیان
اسکندر با قساوت و خشونت، بر ایران تسلط یافت. مردم ایران نسبت به این کشورگشای بیرحم و سربازان مقدونی و یونانی او به چشم بیگانه نگاه میکردند و از سلطۀ بیگانگان بر سرزمینشان ناخرسند بودند. از این رو، مقاومتهایی به شکل نافرمانی و شورش در مناطق مختلف کشور در برابر اسکندر و لشکریان او صورت گرفت. این نافرمانیها و شورشها به دلیل پراکنده بودن و نبود ارتباط و هماهنگی میانشان، به نتیجۀ مطلوب نرسید.
اسکندر مقدونی در 323 ق.م. در بابلِ درگذشت و قلمرو پهناور او، که با جنگ و فتوحات پیدرپی به دست آمده بود، توسط جانشینانش تجزیه شد. بلافاصله پس از مرگ وی، جنگهای داخلی میان سردارانش برای به دست گرفتن قدرت آغاز شد.
سِلوکیان
چند سال پس از مرگ اسکندر، یکی از سرداران او به نام سِلوکوس، بر بینالنهرین، بخشهایی از آسیای صغیر، سوریه و فلات ایران حاکم شد و سلسلۀ پادشاهی سلوکیان را تشکیل داد. سِلوکوس خود را نیکاتور، یعنی فاتح میخواند. سلوکوس ابتدا شهری را که به نام او سِلوکیه نامیده شد و در ساحل غربی رود دجله قرار داشت، به عنوان پایتخت برگزید، اما چند سال بعد، پایتخت خود را به شهر انطاکیه در شمال سوریه منتقل کرد. سِلوکوس و جانشینان او شهرهای زیادی را در قلمرو خود بنا کردند. آنها قصد داشتند با ایجاد شهرهای جدید و کوچاندن یونانیان به این شهرها، فرهنگ یونانی را در ایران و دیگر متصرفات اسکندر در آسیا، رواج دهند. این شهرها براساس معماری یونانی برپا شده بودند و ساکنان آنها وظیفه داشتند از وقوع شورشهای احتمالی و هجوم طوایف کوچرو جلوگیری کنند. از سوی دیگر، این شهرها، زمینۀ گسترش فعّالیتهای تجاری با سرزمینهای دور و نزدیک را فراهم میآوردند.
سِلوکیان از اوایل تشکیل حکومت خود، با جانشینان اسکندر در مصر، وارد رقابت و درگیری شدند. از این رو، بیشتر توجه شاهان سلوکی به مناطق غربی قلمرو خودشان بود و بر متصرفات شرقی خویش نظارت و سلطۀ کامل نداشتند. این مسئله سبب شد که به تدریج افراد یا خاندانهایی در نواحی شمال شرقی فلات ایران قدرت را به دست گیرند و به فکر استقلال از حکومت سلوکیان بیفتند. یکی از این خاندانها، اشکانیان بودند که سرانجام پس از سالهای طولانی مبارزه و مقاومت، به سلطۀ سلوکیانِ بیگانه بر ایران پایان دادند.
سِلوکیان اقوام گوناگون را تنها به زور زیر فرمان خود نگاه داشته بودند و هیچگاه نتوانستند حس همزیستی و یگانگی با اقوام ایرانی را در قلمرو خود ایجاد کنند و فرهنگ یونانی نتوانست در ایران گسترش و نفوذ عمیق پیدا کند. بنابراین پایههای حاکمیت سیاسی و نظامی سلوکیان بر ایران سست و لرزان بود.
اشکانیان
تأسیس سلسلۀ اشکانیان
بنیانگذار این سلسله، ارَشَک، از قبیلۀ پرَنی یا اپَرَنی در شرق ایران بود که بر فرمانروای سلوکی در ناحیهای در حوالی قوچان امروزی شورید و پارت و گرگان را از دست سلوکیان خارج کرد (238 ق.م.). به احترام ارَشَک، جانشینان وی، عنوان ارَشَک را به نام خود افزودند و بدین ترتیب این سلسله اَرشَکانیان و بعداً اَشکانیان نامیده شد. اشکانیان با استفاده از جنگاوران قبایل شرق ایران که در سوارکاری و تیراندازی با کمان، مهارت فراوان داشتند، سپاه ورزیدهای را تشکیل دادند. آنان به تدریج به سمت غرب پیشروی کردند و پس از قریب صد سال جنگ و گریز موفق شدند، سلوکیان را به طور کامل از ایران بیرون کنند.
اشکانیان در طول حدود 470 سال حکومت، چندین بار پایتخت خود را تغییر دادند. پایتختهای این سلسله به ترتیب عبارتاند از: شهر نسا در ترکمنستان امروزی، شهر صد دروازه در حوالی دامغان کنونی که یونانیان به آن هکاتمُ پولسُ میگفتند و شهر تیسفون در نزدیکی بغداد امروزی.
فعّالیت 1 (صفحهٔ 92 کتاب درسی)
با توجه به مطالب درس، توضیح دهید که تغییر پایتختهای اشکانی چه ارتباطی با رویدادها و تحولات سیاسی و نظامی داشته است؟
به دنبال تصرف مناطق بیشتر توسط اشکانیان و گسترش قلمرو این حکومت، پایتختها هم تغییر داده میشد تا شاهان ساسانی بتوانند تسلط بیشتری بر مناطق جدید تصرف شده داشته باشند. علاوه بر این جنگ اشکانیان با سلوکیان و کامل بیرون راندن آنها از ایران نزدیک به 100 سال به طول انجامید و اختلافات مرزی و جنگهایی با رم باعث شد پایتخت به تدریج از شرق و شمال شرق به غرب منتقل شود.
گسترش و تثبیت قدرت
نخستین فرمانروایان اشکانی، برای حفظ قلمرو خود، گاهی ناچار به اظهار اطاعت از سلوکیان بودند، اما مهرداد یکم با تسلط بر مناطق وسیعی در سرتاسر ایران، قدرت و قلمرو حکومت اشکانی را به طور چشمگیری افزایش داد. در دوران فرمانروایی او، سلسلۀ اشکانیان از یک حکومت محلّی در شرق فلات ایران به یک پادشاهی قدرتمند تبدیل شد. مهرداد دوم نیز از جمله پادشاهان لایق و با تدبیر اشکانی بود. با فتوحاتی که مهرداد دوم انجام داد، وسعت قلمرو اشکانیان به نهایت خود رسید و پایههای قدرت و سلطنت آنان استوار شد.
فعّالیت 2 (صفحهٔ 93 کتاب درسی)
با مقایسۀ نقشههای قلمرو هخامنشیان و اشکانیان، بگویید: محدودۀ جغرافیایی سلسلههای مذکور چه تفاوتهایی دارند؟
قلمرو هخامنشیان در مقایسه با قلمرو اشکانیان بسیار گستردهتر بود و شامل مناطقی در آفریقا (مصر) و آسیای صغیر تا مرزهای یونان و از طرف غرب نیز افغانستان و بخشهایی از پاکستان کنونی را در بر میگرفت. مناطق بینالنهرین، سوریه و فینیقیه نیز جزء این قلمرو بزرگ بود در حالی که قلمرو اشکانیان محدود به فلات ایران و قسمتهایی از بینالنهرین شده و همچنین سوریه، مصر و فینیقیه نیز از قلمرو اشکانیان خارج بود.
در روزگار مهرداد دوم، سفیرانی از سوی چین به ایران آمدند و در پی آن، روابط تجاری میان دو کشور با تکمیل جادۀ ابریشم توسعه پیدا کرد. در دوران همین پادشاه بود که اشکانیان تا رود فرات پیش رفتند و با امپراتوری روم همسایه شدند.
اشکانیان و روم
یکی از مسائل مهم در سیاست خارجی حکومت اشکانی، اختلافات و جنگهای مکرّر با امپراتوری روم بود. در آن زمان، امپراتوری قدرتمند روم، در پی گسترش قلمرو خود به سمت شرق بود و گاه به گاه سپاه بزرگی را روانۀ ایران میکرد؛ اما اشکانیان نیز مصمم بودند که با تمام قوا از مرزهای غربی ایران دفاع کنند و اجازه ندهند که بار دیگر بیگانگان بر کشور سلطه یابند. یکی از مهمترین جنگهای اشکانیان و روم در زمان پادشاهی اُرُد دوم اتفاق افتاد. کراسوس، سردار مشهور روم با سپاهی بزرگ و مجهز به منطقۀ بین النهرین هجوم آورد، اما در جایی به نام حرّان، از سپاه ایران به سختی شکست خورد و سردار مغرور روم کشته شد. فرماندهی سپاه ایران را در جنگ حَرّان، سردار بیباک و شجاع ایرانی، سورِنا بر عهده داشت که با اجرای فنون گوناگون جنگی به پیروزی بزرگی دست یافت.
پس از جنگ حرّان، اشکانیان و رومیان بارها بر سرِ تسلط بر ارمنستان و مرزهای سوریه، با هم جنگیدند. سپاه اشکانی اگرچه در برخی از این جنگها ناکام بود، اما در نبردهای بعدی با پایمردی و دلاوری، شکست را جبران و دشمن را عقب میراند.
سقوط اشکانیان
نظام حکومتی اشکانیان مجموعهای از حکومتهای نیمه مستقل بود که به حکومت مرکزی اشکانی، مالیات و نیروی نظامی میدادند. این نوع حکومت را ملوک طوایفی خواندهاند. حکومت اشکانی بر اثر جنگهای پیاپی با امپراتوری روم در مرزهای غربی و نیز درگیریهای نظامی در مرزهای شرقی، در اوایل قرن سوم میلادی به سستی گرایید. از این رو، برخی حاکمان محلی در صدد نافرمانی برآمدند.
آخرین پادشاه اشکانیان، اَردوان چهارم بود که نیروهای مهاجم رومی را شکست داد و آنان را مجبور به پرداخت غرامت کرد، اما در برابر مشکلات داخلی موفق نبود و نتوانست خاندان ساسانی را که در فارس بر او شوریده بودند،آرام کند. سرانجام، ارَدوان در جنگ با اردشیر بابکانِ ساسانی شکست خورد و کشته شد و سلسلۀ اشکانیان از هم پاشید.
میراث اشکانیان
حکومت اشکانی با رشادت و روحیۀ جنگاوری، ایران را از چنگ بیگانگان بیرون آورد. اشکانیان با آسانگیری و مداراجویی فرهنگی و دینی، اقوام و فرقههای دینی گوناگون و حتی یونانیتباران ایران را که در سراسر قلمرو آنها پراکنده بودند، در کنار یکدیگر حفظ کردند. سلسلۀ اشکانی با اجرای چنین سیاستهایی بود که در دوران پس از اسکندر، توانست به ایران استقلال و حیثیت دوباره ببخشد. اشکانیان به تدریج با پیوند دادن اجزای مختلف فرهنگ ایرانی و ترویج ایرانگرایی، ایران را احیا کردند.

ساسانیان
شکل گیری حکومت
ساسانیان، نام خود را از ساسان، نیای اردشیر بابکان، سر دودمان آن سلسله گرفتهاند. ساسان، موبد نیایشگاه زرتشتیِ آناهیتا در شهر استخر، واقع در منطقۀ پارس بود. او با دختر یکی از شاهان محلی پارس ازدواج کرد و بر نفوذ و قدرت خانوادۀ خود افزود. بابک، پدر اردشیر، در پارس اعلام استقلال کرد. اردوان چهارم، آخرین شهریار اشکانی که از استقلالطلبی ساسانیان احساس خطر میکرد، به مقابله شتافت، اما در نهایت از اردشیر بابکان شکست خورد و سلسلۀ ساسانیان به جای اشکانیان بر سر کار آمد. اردشیر در تیسفون تاجگذاری کرد و مانند اشکانیان این شهر را به پایتختی خود برگزید.
فعّالیت 3 (صفحهٔ 93 کتاب درسی)
با استفاده از نقشههای تاریخی و با راهنمایی دبیر محترم، دربارۀ پایتختهای ایران از زمان هخامنشیان تا پایان دورۀ ساسانیان و تغییر مکان آنها، با هم گفتوگو کنید.
به دلیل پیشینه تمدنی درخشان این منطقه و اینکه بسیاری از مسیرهای ارتباطی فلات ایران به سمت غرب آسیای صغیر، سوریه و شمال آفریقا از این منطقه میگذشت. همچنین مراکز بزرگ اقتصادی و بازرگانی و کشاورزی در شهرهایی مانند بابل وجود داشت.
تثبیت قدرت
ساسانیان مصمّم بودند، به جای حکومت ملوک طوایفی اشکانی، حکومتی متمرکز و قدرتمند ایجاد کنند که دستورات و قوانین آن در سرتاسر ایران اطاعت شود. از این رو، اردشیر بابکان در آغاز کار با مشکلات متعدد داخلی روبهرو شد. بسیاری از حاکمان محلی که نمیخواستند استقلال نسبی خود را از دست بدهند با حکومت جدید به مخالفت برخاستند. اردشیر بسیاری از مخالفان را با جنگ بر سرِ جای خود نشاند و برخی دیگر را با نامهنگاری و ارائهٔ دلیلهای گوناگون با خود همراه کرد.
حکومت ساسانی همواره در خارج از مرزهایش نیز با مسائل و مشکلات مختلفی روبهرو بود. یکی از این مشکلات، امپراتوری روم شرقی به شمار میرفت که پیدرپی به سرزمینهای ایرانی، حمله میکرد. از سوی دیگر، یورشهای مکرّر قبایل بیابانگرد به مرزهای ایران، ساسانیان را به زحمت میانداخت.
حکومت ساسانیان با اقدامات مهم پادشاهانی مانند شاپور یکم و شاپور دوم که موفقیتهای سیاسی و نظامی بزرگی در داخل و خارج کسب کردند، گسترش یافت و تثبیت شد.
فعّالیت 4 (صفحهٔ 95 کتاب درسی)
نقشههای قلمرو ساسانیان و هخامنشیان را با یکدیگر مقایسه کنید، و بگویید از نظر وسعت چه تفاوتی با هم دارند؟
قلمروهای هخامنشیان بسیار گستردهتر از ساسانیان بوده است تا جایی که دریای سرخ و دریای سیاه و مدیترانه هم جزئی از قلمرو هخامنشیان به شمار میرفت، اما قلمرو امپراتوری ساسانی از طرف غرب به بینالنهرین میرسید و بخشهای آسیای صغیر، سوریه و مصر را در بر نمیگرفت.
در زمان پادشاهی قُباد یکم (531-487 م.)، حکومت ساسانی با جنبشی اجتماعی و اقتصادی به رهبری مزدک مواجه شد. مزدک طرفدار برابری مردم در بهرهمندی از منافع اقتصادی و اجتماعی بود. او اعتقاد داشت مردم باید در زندگی از امکانات یکسان برخوردار باشند و خواهان آن بود که زمین و دارایی طبقات بالا، میان تهیدستان تقسیم شود. با وجود آنکه مزدک پیروان خود را از ستیز با طبقات بالا منع کرده بود، اما اموال بسیاری از بزرگان غارت شد و کار به خشونت و افراط کشیده شد.
قباد که در آغاز زمامداری خود قصد داشت از قدرت اشراف، نجبا و موبدان بکاهد و دست آنان را از امور کشوری کوتاه کند، به حمایت از مزدک برخاست، اما اشراف و نجبا، او را از پادشاهی برکنار و زندانی کردند. قباد دوباره به قدرت بازگشت و برای حفظ موقعیت خود با مخالفان مزدک همراهی کرد. در پایان دوران قباد، با هدایت خسرو، پسر و جانشین او، مزدک به مناظرهای ساختگی دعوت شد که در پایان آن، به همراه تعدادی از هوادارانش به قتل رسید.
خسرو انوشیروان یکی از پادشاهان مشهور ساسانی به شمار میرود. این پادشاه برای سامان بخشیدن به اوضاع کشور، اصلاحاتی را در زمینۀ اداری، نظامی و اقتصادی انجام داد که در درسهای بعدی بیشتر با آنها آشنا خواهید شد. اصلاحات خسرو انوشیروان نتوانست مسائل و مشکلات داخلی حکومت ساسانی را برای همیشه حل کند. در زمان جانشین او، هُرمز چهارم، اختلاف و نزاع سیاسی در دربار ساسانیان اوج گرفت و یکی از سرداران مشهور به نام بهرام چوبین، با پشتیبانی بزرگان علیه پادشاه سر به شورش برداشت و او را از قدرت برکنار نمود و خود به جای او به پادشاهی نشست. خسرو پرویز، پسر هرمز به بیزانس (امپراتوری روم شرقی) گریخت و با حمایت امپراتوری روم، به تاج و تخت رسید.
ساسانیان و روم
رقابت، اختلاف و دشمنی میان دو قدرت بزرگ جهان آن روزگار، یعنی روم و ایران در دوران ساسانیان نیز همچنان ادامه داشت. دو کشور بر سرِ تسلط بر برخی سرزمینهای مرزی، به ویژه منطقۀ ارمنستان، با یکدیگر اختلاف و درگیری داشتند. یکی از اهداف اصلی رومیان در لشکرکشی پیدرپی به ایران، تسلط بر مسیرهای تجاری بود که به هند و چین میرسید. آنها میخواستند به طور مستقیم با این کشورها، رابطۀ تجاری داشته باشند، اما شاهان اشکانی و ساسانی با آگاهی از اهمیت و منافعی که این مسیرهای تجاری برای ایران داشت، میکوشیدند تا مانع موفقیت رومیان شوند.
ساسانیان بارها ناچار به جنگ با رومیان شدند. دو مورد از این جنگها در زمان شاپور یکم اتفاق افتاد که در یکی از آنها، گُردیانوس امپراتور روم کشته شد و در دیگری والریانوس، امپراتور روم به اسارت درآمد. در زمان خسرو پرویز نیز نبردهای بزرگی میان دو کشور رخ داد که در آغاز ساسانیان پیروز شدند، اما در پایان، به سختی شکست خوردند. البته بعضی اوقات نیز دو طرف، مذاکره و سازش را بر ستیز ترجیح میدادند و با امضای پیمان صلح، آرامش بر روابط آنها حکم فرما میشد.
فعّالیت 5 (صفحهٔ 97 کتاب درسی)
الف- به نظر شما، مطالب این سنگ نوشته چه اهمیت و ارزشی برای مورّخان و پژوهشگران دارد؟
بسیاری از اوضاع و احوال جنگها و نتایج، تا حدودی به تشکیلات اداری و مقامهای مهم دورۀ هخامنشی پی میبرند. همچنین در این کتیبه نامهای خاصی آمده که در منابع دیگر یافت نمیشود. این سنگ نوشته منبع قدیمی برای مطالعه ساختمان زبان پهلوی و زبان پارتی است. محتوای آن هم حدود مرزهای ایران و پیروزیهای ایران در برابر رومیان را بازگو میکند، از این رو منبعی برای شناخت وقایع سیاسی و نظامی آن دوره است.
ب- محتوای این سنگ نوشته در کدام گروه از منابع تاریخی (دست اوّل یا دست دوم) طبقهبندی میشود؟ چرا؟ دست اول به دلیل اینکه از زبان کسانی است که در همان زمان بودهاند.
جستوجو و کاوش (صفحهٔ 97 کتاب درسی)
با راهنمایی دبیر خود دربارۀ اهداف و اهمیت لشکرکشی خسرو انوشیروان به یمن کاوش کنید.
مقابله با بیابان گردان
یکی از مسائلی که همواره ساسانیان را به زحمت میانداخت، هجوم مکرر اقوام بیابانگرد به شهرها و آبادیهای ایران در مناطق مرزی بود. قبایل صحراگرد آسیای مرکزی، مکرّر به مرزهای شمالشرقی ایران در منطقۀ خراسان هجوم میآوردند و تخریب و غارت میکردند. شاهان ساسانی برای مقابله با تهاجم ویرانگر این قبایل، اقدام به لشکرکشی کردند و هزینههای زیادی را متقبل شدند.
قبایل بیابان گرد عرب نیز دائماً به شهرها و آبادیهای ایران در حاشیۀ جنوبی خلیجفارس و دریای عمان دستبرد میزدند. به همین دلیل شاپور دوم ساسانی در عملیاتی نظامی، اعراب متجاوز را به سختی گوشمالی داد. بعدها حکومت ساسانی برای جلوگیری از غارتگری اعراب، حکومتی دست نشانده به ریاست اعرابِ لخَمی (لَخمیان) در جنوب غربی ایران به مرکزیت شهر حیره تأسیس کرد. برخی از مورّخان، اقدام خسرو پرویز در برانداختن حکومت لخمیان را اشتباه بزرگی میشمارند که باعث شد مرزهای جنوب غربی ایران در برابر هجوم اعراب بیدفاع بماند.
انحطاط و فروپاشی ساسانیان
یکی از مسائل و مشکلات اساسی حکومت ساسانی، بروز اختلاف و دشمنی میان پادشاه و بزرگان کشور بود. این اختلافات گاهی چنان شدّت مییافت که به برکناری و حتی قتل پادشاه میانجامید. پیش از این خواندید که اشراف و موبدان، قُباد را به سبب همراهی با مزدک، از قدرت برکنار کردند و به زندان انداختند.
اقدامات خسرو انوشیروان برای حل اختلافات و نزاع بزرگان و شاه بینتیجه بود و هرمز چهارم، پسر و جانشین او نیز با همدستی بهرام چوبین، سردارِ برکنار شده و بزرگان از تخت به زیر کشیده شد و به قتل رسید.
خسرو پرویز، پسر و جانشین او، برای رسیدن به تاج و تخت و سرکوب سرداران و اشراف مخالف خود، از امپراتوری روم، رقیب دیرین ساسانیان کمک گرفت. سرانجام بزرگان بر خسرو پرویز شوریدند و به دستیاری پسرش شیرویه او را از بین بردند. پس از قتل خسرو پرویز رقابت و کشمکش در درون دربار ساسانی با شدّت بیشتری ادامه یافت. شیرویه جانشین خسرو، بیشتر افرادِ خاندان ساسانی را که ممکن بود وارث تاج و تخت شوند، کشت. وضعیت سیاسی حکومت ساسانی در آن زمان آن چنان بیثبات گردید که در فاصلۀ چهار سال، ده تن بر تخت شاهی نشستند که دو تنِ آنان، از دختران خسرو پرویز بودند. سرانجام بزرگان کشور، یزدگرد سوم را به پادشاهی برگزیدند. در اوایل فرمانروایی او، اعراب مسلمان به ایران حمله و در چند جنگ بزرگ مانند قادسیه، جَلولا و نهاوند، سپاه ساسانی را مغلوب کردند.
یزدگرد که به خراسان گریخته بود، سرانجام در اطراف شهر مَرو کشته شد (651 م./ 31 ق.). با مرگ او، سلسلۀ ساسانیان به پایان آمد و ایران وارد دوران اسلامی تاریخ خود شد.
برخی از عوامل مؤثر در سقوط ساسانیان عبارتاند از:
1- ضعف قدرت سیاسی پادشاهان ساسانی به دلیل اختلاف و درگیری پیاپی با اشراف و بزرگان؛
2- شورش مکرر فرماندهان نظامی و دخالت آنان در کشمکشهای سیاسی؛
3- نارضایتی تودۀ مردم از حکومت ساسانی به سبب وجود تبعیضها و نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و عدم مقاومت جدی آنان در برابر اعراب؛
4- کاهش توان اقتصادی حکومت ساسانی به سبب طغیان رودخانههای دجله و فرات، شکسته شدن سدها و به زیر آب رفتن زمینهای حاصلخیز آسورستان (بین النهرین)؛
5- پیام جذّاب دین اسلام که جهانیان را به پرستش خدای یگانه و برابری و برادری فرا میخواند.
6- انگیزه و روحیهٔ قوی اعراب مسلمان.

فعّالیت 6 (صفحهٔ 98 کتاب درسی)
الف- با راهنمایی دبیر محترم و با توجه به مطالبی که در درسهای 9 و 10 خواندهاید، دربارۀ قدرت سیاسی نظامی ایران در دوران ساسانیان در جهانِ آن روز، گفت وگو نمایید.
ایران در دوران ساسانیان، امپراتوری بزرگ غرب آسیا محسوب میشد که در مقابل نفوذ روم شرقی (بیزانس) به آسیا و ارمنستان ایستادگی میکرد. همچنین مانع نفوذ و ورود قبایل بیابانگرد از طرف شرق و شمال شرقی فلات ایران، به داخل ایران و غرب میشد. حکومت ساسانیان با در اختیار گرفتن بسیاری از حکومتهای کوچک منطقه، یک امپراتوری بزرگ جهانی ایجاد کردند که عناصر و اجزای سیاسی و اجتماعی این مناطق، زیر تسلط یک حکومت مرکزی قدرتمند به هم پیوند مییافت. ایران، کانونی برای انتقال و تبادل فرهنگ و تمدن از غرب به شرق و بالعکس شده بود.
ب- با استفاده از جدول شاهان ساسانی که دبیر محترم در اختیار شما قرار میدهد، نمودار خط زمان سلسلۀ ساسانیان را رسم کنید.

پرسشهای نمونه (صفحهٔ 98 کتاب درسی)
1- چه عواملی به بروز حرکتهای استقلال طلبی در مناطق شرقی قلمرو سِلوکیان کمک کرد؟
توجه عمده به مناطق غربی قلمروشان و رقابت و درگیری با حکومت بطلموسیان (از جانشیان اسکندر) در مصر، باعث عدم نظارت و سلطه کافی بر متصرفات شرقی شد. این مسئله سبب شد که به تدریج افراد یا خاندانهایی در نواحی شمال شرقی فلات ایران قدرت با به دست گیرند و به فکر استقلال از حکومت سلوکیان بیفتند.
2- موقعیت حکومت اشکانیان در دوران پادشاهی مهرداد یکم و مهرداد دوم را شرح دهید.
نخستین فرمانروای اشکانی، برای حفظ قلمرو خود، گاهی ناچار به اظهار اطلاعات از سلوکیان بودند، اما مهرداد یکم با تسلط بر مناطق وسیعی در سرتاسر ایران، قدرت و قلمرو حکومت اشکانی را به طور چشمگیری افزایش داد. در دوران فرمانروایی او، سلسلۀ اشکانیان از یک حکومت محلی، در شرق فلات ایران به یک پادشاهی قدرتمند تبدیل شد. مهرداد دوم نیز از جمله پادشاهان لایق و با تدبیر اشکانی بود. با فتوحاتی که مهرداد دوم انجام داد، وسعت قلمرو اشکانیان به نهایت خود رسید و پایههای قدرت و سلطنت آنان استوار گردید. در روزگار مهرداد دوم، سفیرانی از سوی چین به ایران آمدند و در پی این سفارتها بود که روابط تجاری میان دو کشور با تکمیل جادۀ ابریشم توسعه پیدا کرد. در دوران همین پادشاه بود که اشکانیان تا رود فرات پیش رفتند و با امپراطوری روم همسایه شدند.
3- دلایل بروز جنگهای پی در پی میان امپراتوری روم و ایران را در دوران اشکانی و ساسانی بررسی نمایید.
رقابتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی امپراتوری روم با حکومتهای اشکانی و ساسانی. مثلا امپراتوری روم سعی میکرد بر راه بازرگانی ابریشم به صورت مستقیم و با حذف حکومتهای اشکانی و ساسانی مسلط شود. از دلایل دیگر، تلاش رومیها برای نفوذ سیاسی و نظامی به ویژه مذهبی در ارمنستان و گرجستان بود. این مناطق تحت نفوذ ایران بودند. اهداف توسعه طلبانۀ رومیها در بینالنهرین نیز اختلافات را افزایش میداد. امپراتوری روم سعی میکرد با تبلیغ مسیحیت در قلمرو ایران، بین ایرانیان جای پایی باز کند. حتی رومیها با دشمنان شرقی ایران، مانند ترکان هیاطله ارتباط برقرار کرند تا به کمک هم سپاه ایرانی را شکست دهند.
4- حکومت ساسانی در اواخر دوران خود با چه مسائل و مشکلات داخلی مواجه بود؟
بیثباتی وضعیت سیاسی و قتل افراد خاندان ساسانی، شورش مکرر فرماندها و دخالت آنان در کشمکشهای سیاسی، نارضایتی تودۀ مردم به دلیل انواع تبعیضها و نابرابریها در جامعه، کاهش توان اقتصادی حکومت ساسانی به سبب طغیان رودخانههای دجله و فرات، انگیزه و روحیۀ قوای اعراب مسلمان، هجوم مکرر قبایل بیابانگرد به مرزهای ایران که در اواخر حکومت ساسانی افزایش یافت.